باز امید میخرم
**باز امید میخرم**
باز دوباره می رسد ،
فصل بهار و من در آن
از شعف جوانه ها،
از تب و تاب زندگی
نم نم اشک آسمان
خانه تکانی زمین
باز به فکر میروم
باز امید میخرم
پیچک سبز زندگی
از خم دیگری گذشت
گرمی نور آفتاب
هدیه به جسم سرد دشت
آی جوانه جوان
از ره دور آمدی ؟
از دل خاک آمدی؟
خاک خشن ؟
تن چو گل؟
در عجب ام ز همت ات
عشق به زنده ماندن ات
باز به فکر می روم
باز امید می خرم
شاخ درخت خانه مان
کز ستم خزان شکست
با کفن سفید برف
چشم امید را ببست
باز دوباره تر شده
از دم عیسی بهار
زنده و زنده تر شده
باز به فکر میروم
باز امید می خرم
دولت سرد دی گذشت
کاخ ستم فرو شکست
گردش کار را ببین
غنچه میان خار رست
این همه معجزات را
باز رسول نوبهار
در پی باور کدام
مذهب و مسلک و خدا
در دل این جهان دمید
سردی دی ، شب سیاه
از دل این جهان رمید
باز به فکر میروم
با ز امید میخرم

1 Comments:
زیبا بود
Post a Comment
<< Home