Thursday, December 23, 2004

83/10/3

ا2 دی زمستون ، سرما
نظام وظیفه ، آدمها ، دستها ، دفترچه ها
نیروی هوایی ، نیروی زمینی، نیروی انتظامی
ارتش ، سپاه !!! ا
رضایت ، خشم ، بی تفاوتی
مادرها ، پدرها، دهاتی ها ، شهری ها
انگشترهای عقیق، ریشهای آب و جارو شده
تماسهای یواشکی ، پچ پچ ها ، چشمک های مخفی
التماسهای دعا ! ا
جناب سرهنگ ، جناب سروان، سرکار
تمدید ، اعزام ، معافیت
غیبت !!! ا
دروغ!!!؟
............
بخشش آقا، ا
دولت ، مجلس ، قانون
عدالت ، بی عدالتی، حق ، ناحق؟
پرچم ، مقدس ، خدمت ! ا
خرید ، فروش، عمر

تحصیل ، تدریس ، جوانی
موهای ژل زده ، شلوار جین ، ته ریش، گواهی بسیج! ا
خدمت ، خفت ، عزت ؟
پنج میلیون، خارج ، دانشگاه، دلار
کوانتم ، کار، کنکور
ا
ا2 دی زمستون ، سوز
سرما ، سرما ، سرما

2 Comments:

At 1:53 AM, Anonymous Anonymous said...

آه که امرئز دلم را چه شد، دوش چه گفتست کسی با دلم. آری این چنین است ای برادر داستان زندگی و باید زندگی کرد هر چند که سخت است و ما با صلابت زنده ایم و آن ها با ذلالت.

 
At 12:52 PM, Anonymous Anonymous said...

اگه با همين شرايط نتوني زندگي بكني
يقينا زندگي تو را آره.....
پس حواستا جمع كن

 

Post a Comment

<< Home